تبليغاتX
دنیای ماورا

 

انسان موجود بسیار پیچیده‌ای است و دارای قدرتهای عجیب و غریب فراوان می‌باشد، كه این خود نشانه و آیت عظمت خالق تواناست(فتبارك الله احسن الخالقین). از این روست كه می‌تواند كارهای خارق‌العاده و غیر طبیعی انجام دهد، این گونه كارها معمولاً از ابعاد فیزیك و متافیزیك وجود بشر منشاء می‌گیرد. در بعد فیزیك انسان می‌تواند با كمك ابزار و با انجام تمرینات، سرعت خود را در انجام برخی كارها افزایش دهد و یا نسبت به برخی پدیده‌ها عادت پیدا كند كه برای سایرین عجیب می‌نماید. در بعد متافیزیك انجام این كار با استفاده از نیروی‌های روانی، فراروانی و روحی صورت می‌گیرد. برخی افراد با بهره‌گیری از این توانایی‌های خارق‌العاده اقدام به پیشبرد اهداف شوم خود می‌كنند و یا حداقل این امور را بهانه‌ای برای كسب درآمدهای مالی و مادی قرار می‌دهند

.

 البته محدود افرادی نیز یافت می‌شوند كه از این توانمندیها برای خدمت به خلق و یا در انجام كارهای خیر و مثبت بهره می‌گیرند. در جامعه امروز علی‌رغم تمام پیشرفتهای صنعتی و علمی، هنوز افراد زیادی برای حل مشكلات خود به این روشها روی می‌آورند و به این بهانه‌ها مورد سوء استفاده قرار می‌گیرند. لذا بر آنیم تا با تشریح و نقد و بررسی این مقولات آگاهی لازم را به عموم منتقل نموده تا جلوی سوء استفاده برخی افراد فرصت طلب گرفته شود، همچنین می‌خواهیم یادآور شویم كه یگانه قدرت مؤثر در عالم خدای قادر می‌باشد(لله الواحد القهار)، لذا بهتر است برای حل مشكلات بجای روی آوردن به سحر، طلسم، جادو و امثال آن به درگاه رحمت حضرت حق پناه بریم، جای بسی تأسّف است كه هنوز در عمل، به این مطلب مهم اعتقاد پیدا نكرده‌ایم كه«و من یتوكل علی الله و كفی بالله وكیلا».

انجام امور خارق‌العاده معمولاً از طریق علوم غریبه صورت می‌گیرد. علوم غریبه دارای پنج شاخه اصلی می‌باشد كه عبارتند از: علم كیمیا، علم لیمیا، علم هیمیا، علم سیمیا و علم ریمیا. البته این علوم دارای شاخه‌های فرعی نیز می‌باشند كه از آن جمله می‌توان به علم اعداد و اوفاق، علم احضار ارواح، علم تنویم مغناطیس و خافیه اشاره كرد. موضوع علم كیمیا، چگونگی تبدیل صورت یك عنصر به صورت عنصر دیگر می‌باشد. این همان است كه در طول تاریخ افراد زیادی به دنبال آن بوده‌اند و قصد تبدیل خاك به طلا داشته‌اند. داستانهای زیادی در ادبیات ملل مختلف دربارة كیمیا وجود دارد، ظاهراً عرفا دارای این قدرت بوده‌اند(آنان كه به یك نظر خاك را كیمیا كنند). علم لیمیا، علم تسخیرات است. در این شاخه چگونگی تأثیرهای ارادی در صورت اتصالش با موجودات ماورائی مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد. لیمیا منجر به كسب قدرت تسخیر جن و روح می‌شود. منظور از تسخیر آن است كه موجودات در اختیار و به فرمان انسان باشند.

معمولاً افـراد سودجـو معمولاً افـراد سودجـو برای رسیدن به اهداف خود(كه عمدتاً اهداف غیر معنوی و مادی است) از این موجودات تسخیر شده بهره می‌برند. در علم هیمیا، تركیب قوای عالم بالا با عناصر عالم پایین مد نظر است و به آن علم طلسمات نیز می‌گویند. در طلسم از طریق برخی ابزار و وسایل مادی(عناصر عالم پایین) نیروهای ماورائی جهت انجام كارها به خدمت گرفته می‌شوند. ظاهراً طالع‌بینی نیز زیر مجموعة هیمیا می‌باشد. در طالع‌بینی اعتقاد بر این است كه محل و موقعیت قرار گرفتن ستارگان در لحظه تولد نوزاد، بر سرنوشت و آینده او تأثیر می‌گذارد و از این طریق نسبت به پیشگویی در مورد آینده اقدام می‌شود. طالع‌بینان معمولاً با استناد به تأثیرات ماه، خورشید و ستارگان دیگر پیشگویی می‌كنند. در كل پیشگویی و اطلاع از اخبار آینده مورد تأیید نمی‌باشد، هر‌چند كه ممكن است این كار عملی باشد. اگر لازم بود انسان از آینده با خبر باشد، مسائل آینده در حجاب و پوشش قرار نمی‌گرفت و یقیناً پوشیده بودن آن حكمت الهی داشته و خیر عموم در آن است. سیمیا علم تركیب نیروهای روانی و جسمانی است. به عبارت دیگر هماهنگ ساختن و خلط كردن قوای ارادی با قوای مخصوص مادی می‌باشد. از این علم برای دست‌یابی و تحصیل قدرت در تصرفات عجیب و غریب در امور طبیعی استفاده می‌شود. برای مثال تصرف در خیال مردم و تغییر آن از این دسته است. علم ریمیا استفاده از قوای مادی در انجام امور خارق‌العاده است. مانند كاری كه معمولاً شعبده‌بازان انجام می‌دهند. این افراد از توان نهفته در امكانات و وسایل مادی با ظرافت خاصی برای انجام كارهای عجیب و غریب بهره می‌گیرند. كهانت و سحر نیز از همین مقولات می‌باشند. كهانت خبرگیری و یا طلب یاری از جن یا ارواح و امثال آن است.

در كلام مـعصومین از كـاهن به عنوان كافر یاد شده است. سحر، انجام امور خارق عادت از طریق دعا، افسون و طلسم می‌باشد. سحر كفر به خداست و تصرف و دست یازیدن در عالم بر خلاف وضع عادی آن می‌باشد. سحر مایة شر بوده، شوم‌ترین منابع فساد در اجتماع بشری است. منشاء سحر ابلیس می‌باشد و از این طریق نیز به سایر شیاطین(انسی و جنی) منتقل شده است. كسانی كه از سحر و جادو استفاده می‌كنند با شیاطین در ارتباط هستند. امروزه وجود و تأثیرات سحر، طلسم و امثال آن از دیدگاه دین و علم اثبات شده است ولی دین رفتن به سمت این امور و استفاده از آن را شدیداً نهی می‌كند. مبین آن اینكه حضرت علی(علیه‌السلام)ـ امام عارف و آگاه به علوم غیب ـ می‌فرمایند:«هر كه چیزی از جادو بیاموزد، كم یا زیاد، كافر است.» موضوع دیگر از این مقولات نجوم می‌باشد، كه از دو دیدگاه قابل بررسی است. اول علم نجوم كه توسط دانشمندان فیزیك، ریاضی و ستاره‌شناسان و به صورت علمی و یا روشهای تجربی مورد نقد و بررسی است. دوم علم نجوم كه بیشتر توسط طالع‌بینان و با روشهای متافیزیك برای كشف امور پنهانی مورد استفاده می‌باشد. ظاهراً حالت اول بلامانع و حالت دوم محل اشكال است. در حالت دوم می‌توان به سه صورت به موضوع نظر داشت. اول اعتقاد به تأثیر حركات كواكب ( سیاره ها) در موجودات و عالم هستی كه تحریم شده است، دوم اعتقاد به خدای سبحان به عنوان تنها مؤثر در عالم هستی كه اندیشه‌ای بسیار عالی است، سوم اعتقاد به اینكه ارتباط حركات كواكب با حوادث و رخدادها از نوع ارتباط كاشف و مكشوف است كه این دیدگاه اشكال ندارد(تحریم نشده ولی تأیید نیز نشده است). خلاصة كلام آنكه اگر انسان، ستارگان و كواكب و حركات آنها را عامل مؤثر بر سرنوشت بداند(و یگانه قدرت مؤثر بر هستی را از یاد برد) و از این طریق پیشگویی كند، راه را خطا رفته و از سبیل الی‌الله خارج شده است. در پاورقی صفحة 6235 كتاب گرانقدر“میزان الحكمه” به نقـل از مبحث تنجیم كتاب مكاسب آمده است:«پیشگویی كردن از روی اوضاع كواكب و حركات آنها اشكال ندارد، به این معنا كه كسی، با مشاهدة وضع معینی در ستارگان مانند نزدیكی و دوری و مقابله و اقتران میان دو ستاره، به صورت گمان و تخمین حكم به وقوع فلان حادثه در آینده بكند… و بلكه علی‌الظاهر، پیشگویی كردن به صورت قطع و جزم نیز اشكالی ندارد…» سحر و طلسم علی‌رغم وجود و تأثیرات غیر قابل انكار آن، قابل ابطال است. ابطال سحر و طلسم از طرق مختلف امكان پذیر است. احتمالاً تنها كار مجاز در امور سحر و طلسم نیز ابطال آن به قصد كمك به خلق با نیت رضای حق تعالی می‌باشد. بهترین شیوه برای ابطـال طلسمات، توكـل به خداوند قهـار و جبار و پناه بردن به اقیانوس بی‌كران رحمت او، قرآن كریم می‌باشد، چرا كه«و ننزل من القرآن ما هو شفاءٌ و رحمه للمؤمنین». برای جلو گیری از تأثیرات سحر و طلسم قرائت قرآن كریم بخصوص سوره‌های كافرون، اخلاص، فلق و ناس بسیار مؤثر است. بخصوص تلاوت سوره‌های فلق و ناس در ابطال تأثیرات سحر و طلسم بی‌نهایت مفید می‌باشد. جای بسی تأمل و تعمق است كه انسان می‌تواند آن همه توان و نیروهای خارق‌العادة خود را(كه موهبتی الهی است) در راه شناخت حق تعالی صرف كند و جزو سالكان طریق الی‌الله قرار گیرد، با این حال چگونه با استفاده‌های منفی از توانمندیهای خود جزو سالكان در طریق الی شیطان می‌شود؟! (اعوذ بالله من الشیطان الرجیم)

+ نوشته شده توسط مهران در پنجشنبه 1389/04/17 و ساعت 8:16 PM |
حدیث داریم که وقتی شما میخوابید روحتون به آسمون ها میره(البته برای آدمای خوب!) . اینو گفتم که از صحت

موضوع آگاهی داشته باشید.

وقتی شما میخوابید،خواب میبینید! همین خواب یه جور برون فکنیه البته خیلی مبهم.برون فکنی یعنی این که روحتون

رو از بدنتون بیارید بیرون(البته قسمتی از روح رو) و هر جا که خواستید برید و همه چیز رو ببینید و هیچ کس شما رو

نبینه و اون چیز هایی که شما دیدید ، همه واقعا در اون لحظه در حال وقوع بودن.یعنی ممکنه الان یکی برون فکنی

کرده باشه،و شما الان دارید این مطلب رو میخونید،اون طرف شما رو همین الان ببینه و وقتی که اون طرف به جسمش

برگرده تمامی چیز هایی که تو برون فکنی دیده بود رو یادش میاد.پس همین طوری میشه از همه چی سر دراورد.

ولی این کار خوبی نیست و ممکنه که خدا هم شما رو در حال برون فکنی به طرف خودش هدایت کنه! و دیگه

برنگردین! و همون طوری تو خواب بمیرین! پس مراقب رفتارتون باشید.

چون شما تو برون فکنی جسم فیزیکی ندارید،پس هیچ تغییری نمیتونید تو دنیای فیزیکی انجام بدین،اما در دنیای

خودتون میتونید تغییرات یا اثراتی بذارید که بعدا میگم.

هر کسی در طول زندگی خودش حد اقل 2 بار برون فکنی کرده چه خواسته و چه ناخواسته.دست خودش نبوده

و یکی از علائمش اینه که وقتی خوابید فکر میکنید نمیتونید تکون بخورید،یا هر چی داد میزنید صداتون در نمیاد!

یا این که یه چیزی افتاده روتون نمیتونید حرکت کنید و ممکنه در اون لحظه حتی گریه هم بکنید چون حالت بدیه

اگه این اتفاق ها در شما رخ داده بدونید که یه نوع برون فکنی ساده انجام شده . اگه اتفاق نیافتاده،بازم برون

فکنی کردید،ولی یادتون نمونده وقتی که از خواب بیدار شدین!

برون فکنی یه خطراتی داره که اگه از خطراتش آکاه نباشید،ممکنه باعث فلج شدن یا حتی فشار های روحی

و عصبی(حالا من نمیدونم بش چی میگید) یا احتمال جن زدگی و حتی مرگ داره!

البته احتمال مرگ بسیار کمه همچنین جن زدگی خیلی کم! یعنی فقط ما 2 مورد مرگ داشتیم تو برون فکنی

(آمار دقیقشو نمیدونم این 2 تارو از یه جایی خونده بودم) و اون 2 تا هم خیلی پررو بودن که مردن!

 

فلج شدن به این صورت اتفاق میافته: شنیدین که میگن وقتی خواستین کسی رو بیدار کنید از پاهاش تکون بدین؟

و یه راست نرین دستشو حرکت بدین؟ نشنیدین! اینو یه سری از دانشمندان فکر کنم گفتن قضیه اش هم اینه

که وقتی یارو خوابه حالا چه برون فکنی کرده باشه و چه نکرده باشه،روحش از بدنش جدا شده.و وقتی که شما

یهو طرف رو بیدار میکنید،روح باید به سرعت به بدن خودشو برسونه،و بین روح و جسد یک رابطه هست که بیشتر

مثل یک طناب میمونه،هر چه قدر روح دور تر از بدن باشه،باید سریع تر خودشو به بدن برسونه و دیر تر هم بیدار

میشه! اما اگه نه زیاد جدا نشده سریع بیدار میشه برای همینه که وقتی بین حالت خواب بیداری هستین با

کوچک ترین صدا از خواب میپرین،چون روح خیلی کم از بدن فاصله گرفته،خیلی کم در حقیقت میخواد که فاصله

بگیره!. حالا فلج شدن: وقتی شما برون فکنی میکنید،اگه روحتون رو ببرید خیلی دور مثلا تو آسمون ها یا تو

کهکشان ها(!) وقتی یکی بخواد بیدارتون کنه ، روحتون اون همه فاصل رو باید طی کنه که به بدن برسه،و در این

راح ممکنه طناب(همون رابط)پاره شه،یا این که یه اختلال تو سیستم بدن ایجاد شه و قسمتی از بدن فلج شه

به خاطر سرعت برگشت روح! من دقیق نمیدونم برا چی فلج میشن،اما داشتیم کسانی که تو برون فکنی

فلج شدن.

قضیه ی جن زدگی که خیلی کم پیش میاد بیشتر برای آدم های بی ایمانه که خدا رو قبول ندارن (همون کافر

خودمون!) و این طوری جن زدگی اتفاق میافته که طرف میاد بیرون از جسد،یهو یکی م یاد بش میگه دیگه راه

برگشتی نیست! و خودش میره تو حلد طرف! البته چون من بازهم همچین اتفاقی برام نیافتاده،دیگه زیادی

دربارش حرف نمیزنم،فقط اینو میگم که حتما یه آیه الکرسی قبل از خواب بخونید. زیاد نگران این موضوع نباشید

بازهم تا کید میکنم که خیلی کم اتفاق میافته،و تا خدا نخواد اون جن یا هر چیز دیگه حق نداره بره تو جسم طرف

پس اصلا نگران این نباشید.

قضیه ی مرگ هم که خیلی واضحه:وقتی طرف میره جای بسیار دور،ممکنه طناب(همون ارتباط) روح با جسد به

هر دلیلی قطع بشه! برای همین هم هست که توصیه میکنن در اولین برون فکنی زیاد دور از جسد نرید و همون

دورتا دور جسد بگردید و بعد از مرور زمان کم کم فاصله رو زیاد کنید.

حتما از خودتون میپرسید که اگه این طوریه چرا کسانی که برون فکنی میکنن نمیرن به این ستاره شناس ها کمک

کنن! این طوری که خیلی راحت میشه از همه چی سر دراورد.

من جواب این سوالو از کسی شنیدم که اینجا می نویسم: خود ناسا شرایطی رو برای بعضی از افرادشون آماده

میکنن و بهترین استاد ها در زمینه ی خروج روح رو استخدام میکنن و...

بغیه اش رو هم که خودتون میدونید البته من اینو از اون طرف شنیدم،پس به من گیر ندید.

خطراتش رو که با تجربه میتونید جلوشون رو بگیرید .

یه نکته ی دیگه ای هست که میگن تو برون فکنی میشه جن یا فرشته رو دید؟

باید بگم که نه! البته اگه خدا اجازه بده میتونید ببینید،که معمولا یک یا چند بار یه موجوداتی رو میبینید چون روحید

ولی ارتعاشات بدن جن و ملائک با ارتعاشات ما فرق میکنه ، همون طور که گفتم تمام روح از بدن خارج نشده

و فقط قسمتی از اون خارج شده که با خود روح میشه دید،البته وقتی کل روح بیاد بیرون،پدیده ی سقط شدن

صورت میگیره!

منبع : forum.p30download.com بخش موضوعات عمومي/ گفتوگوي ازاد

+ نوشته شده توسط مهران در پنجشنبه 1389/04/17 و ساعت 12:47 PM |

تخليه روح(برون فكني - سفر روح)

يكي از كارهائي كه انسان ميتواند در اين عالم بخوبي

 انجام دهد و بوسيله آن روحش يعني خودش را بشناسد و از آن بهرهائي
بردارد موضوع تخيله روح است. شما همانطوري كه

وقتي هوا بسيار گرم است و لباس ضخيم ناراحتتان كرده و نميتوانيد با
وجود آن استراحت كنيد و يا فعاليتهاي سريعتان ادامه

دهيد آنوقت لباسها را از تن مي كنيد و مشغول كارها و يا استراحت
مي گرديد. همچنين اگر شما خودتان را شناخته باشيد و

 بدانيد كه شما همان روح هستيد و بدن براي شما بمنزله لباسي است كه
در برداريد وقتي مي خواهيد كارهاي فوق العاده مهمي كه

 يا بايد سريع انجام شود و يا بنوعي بدن مزاحمت براي آن كارها دارد
بايد بتوانيد خود را از بدنتان بيرون بياوريد و آن كار را

انجام دهيد.
مثلا اگر عمل جراحي ميخواهيد بكنيد چرا قبل از آنكه

 شما را بيهوش كنند و بدنتان را مثل لباس اجبارا” از تنتان بكنند خودتان
باختيار خودتان بدنتان را ترك نمي كنيد و از مظرات

داروهاي بيهوش كننده خود را حفظ نمي نمائيد

در برون فكنيي ميتوانيد به هر جايي كه مي خواهيد برويد و اتفاقات را همزمان ببينيد

« شرايط لازم براي سفر روح »


مكان :

مكان بايد ساكت و آرام باشد . تمام مزاحمت‌هاي صوتي را حذف كنيد . يك موزيك ملايم و بدون كلام پخش كنيد ، تا مزاحمت‌هاي صوتي جزيي در آن گم شود . اين موزيك به آرامش شما نيز كمك مي‌كند و زمان تمرين شما را تنظيم مي‌ نمايد . همچنين بعد از چند جلسه ، شما با صداي موزيك شرطي مي ‌شويد . اين باعث مي‌شود در تمرينات بعد راحت ‌تر و سريع ‌تر به نتيجه مطلوب برسيد و نتايج موفق ‌تري كسب نماييد . در و پنجره‌ها را ببنديد تا مزاحمت‌هاي صوتي از بيرون وارد نشود . خود را براي پذيرش مزاحمت‌هاي صوتي ناگهاني آماده كنيد . بدين ترتيب كه به خود بگوييد : مزاحمت‌هاي صوتي ناگهاني و احتمالي براي من به راحتي قابل تحمل است .

مكان بهتر است كه نيمه تاريك و يا تاريك باشد . وجود نور ، خود نوعي محرك و عامل مزاحم مي‌ باشد . تمام لامپ‌ها را خاموش كنيد . پرده‌ها را كامل بكشيد و اجازه دهيد مكان تمرين در تاريكي فرو رود . اگر تاريكي كامل را نمي‌پسنديد ، يك لامپ كم‌ نور روشن كنيد و طوري قرار بگيريد كه نور آن مستقيم به چشمان شما نتابد . اگر اين لامپ كم‌نور به رنگ سبز يا آبي باشد بهتر است .

دماي محيط بايد متعادل و مطلوب باشد . اگر دماي محيط گرم يا سرد باشد ، باعث اختلال در تمركز شما خواهد شد . هيچگونه بوي محرك ، مهيج يا مزاحمي در محيط نباشد . البته برخي از انواع عطرها مي‌تواند تأثير مفيد داشته باشد . براي مثال روشن كردن عود مفيد است . اين سنت در هندوستان بسيار رايج است . ممكن است شما به صورت ذاتي از يك عطر خوشتان بيايد و بوي آن به شما آرامش بدهد . مي‌توانيد از اين عطر در هنگام تمرين استفاده كنيد . وجود بوهاي نامطبوع و مشمئز كننده مي‌تواند مضر باشد .



زمان :

بهترين زمان براي تمرين سحرگاه و يا اول صبح مي‌باشد ، به شرط آنكه قبل از آن به اندازه كافي و لازم خوابيده و استراحت كرده باشيد . انجام تمرين‌ها ، شب قبل از خواب مشروط بر آنكه خستگي مفرط در وجود شما نباشد نيز امكان‌پذير است . البته در صورت فراهم بودن ساير شرايط شما مي‌توانيد در هر زمان كه تمايل داشته باشيد تمرين كنيد . مدت زمان تمرين براي مبتديان به طور متوسط نيم ساعت مي‌باشد . البته چند دقيقه كم يا زياد شدن آن اشكالي ندارد . ولي تمرين‌هاي طولاني  براي اينگونه افراد به هيچ عنوان توصيه نمي‌شود . نتيجه‌ تمرين هر چه كه باشد (موفق يا ناموفق ) نبايد زمان تمرين بيشتر از مقدار ذكر شده باشد .


وضعيت جسم :

جواهرات ، ساعت و امثال آن را كه در تماس با پوست بدن هستند ، از خود دور كنيد . وجود يا عدم وجود عينك روي چشمان شما بستگي به عادت و راحتي شما دارد ، هر طور كه راحت هستيد همان طور عمل كنيد . لباس‌هاي تنگ و ضمخت را از تن خارج نموده ، به جاي آن لباس راحت و گشاد بپوشيد ، تا هيچگونه فشاري توسط لباس به جسم شما وارد نشود . نيازي به برهنه بودن نيست و بهتر است كه لباس و پوشش به همان صورت مذكور داشته باشيد .

بهتر است قبل از تمرين دوش بگيريد يا حداقل دست و پا و صورت خود را بشوييد . حتماً قبل از تمرين روده و مثانه خود را تخليه نماييد .

براي تمرين مي‌توانيد روي صندلي نشسته و يا روي زمين دراز بكشيد . اگر از حالت اول استفاده مي‌كنيد ، يك مبل راحت و پشت بلند انتخاب كنيد . روي آن بنشينيد ، كف هر دو پا را به طور كامل روي زمين بگذاريد و سر و گردن را بر روي پشتي صندلي رها كنيد ؛ طوري كه سر معلق در هوا نباشد . در مجموع وضعيت بدن شما روي صندلي به گونه‌اي باشد كه در تمام بدن احساس راحتي كنيد و هيچ يك از عضلات تحت فشار و يا انقباض نباشد . در صورتي كه براي تمرين روي زمين دراز مي‌كشيد ، حتماً يك زيرانداز نرم و مناسب ( پتو يا تشك ) پهن نماييد . روي تخت و خوشخواب نيز مي‌توانيد تمرين كنيد . استفاده يا عدم استفاده از بالش به خود شما بستگي دارد . هرطور كه راحت هستيد همان طور عمل كنيد . براي تمرين به روش خوابيده بايد به پشت دراز بكشيد ، پاها را به اندازه عرض شانه‌ها باز نماييد ، دست‌ها را با كمي فاصله در كنار بدن قرار دهيد .



تنفس :

در شروع تمرينات انجام تنفس عميق و شكمي همراه با حضور آگاهي مي‌تواند بسيار مفيد باشد . اينگونه تنفس‌ها سريعاً انسان را به آرامش مي‌رساند . تنفس عميق شكمي طي چهار مرحله انجام مي‌شود . مرحله اول ، دم عميق است كه طي آن با يك دم عميق ، ريه را به‌طور كامل پر از هوا مي‌كنيد . مرحله دوم ، حبس و نگه‌داشتن هواي ورودي به منظور تبادل كامل اكسيژن و دي‌اكسيدكربن مي‌باشد . در صورتي كه هواي ورودي را چند لحظه در ريه حبس كنيد ، از اكسيژن آن به طور كامل و بهينه استفاده مي‌شود . مرحله سوم ، بازدم عميق است كه طي آن تمام هواي ريه تا آنجا كه مقدور باشد ، تخليه مي‌گردد . البته تخليه‌ كامل ريه از لحاظ فيزيولوژيك امكان‌پذير نمي‌باشد . در مرحله چهارم ، چند لحظه به ريه استراحت ‌دهيد و سپس تنفس بعدي آغاز شود . در حالت معمولي عموماً نفس كشيدنهاي انسان سطحي مي‌باشد ، در نتيجه هواي قابل توجهي وارد ريه نمي‌شود . از آنجا كه همان مقدار كم هواي ورودي نيز سريعاً تخليه مي‌گردد ، اكسيژن موجود در آن به طور كامل مورد استفاده قرار نمي‌گيرد .

تنفس‌هاي عميق شكمي به شرط همراه بودن با حضور آگاهي اثرات آرامش‌بخش خواهد داشت . بدين ترتيب كه در هنگام تنفس عميق بايد آگاهي ، توجه و حضور ذهن بر يكي از اين موارد باشد : عمل دم و بازدم ( هواي ورودي و خروجي ) ، داخل حفره‌هاي بيني ، نوك بيني ، پيشاني ( چشم سوم ) ، پشت حلق ( زير مغز ) ، پنج تا هشت سانتي‌متر زير ناف ( روي شكم ) و شمارش دم و بازدم .

حضور آگاهي بر عمل تنفس علاوه بر آرام كردن بدن باعث سكون بخشيدن به ذهن ، ايجاد حالت دروني مناسب و افزايش كارايي تمرين‌ها مي‌گردد . نفس‌هاي عميق باعث افـزايش انرژي بدن ، افـزايش سطح سلامت ، تمدد اعصاب ، تسلـط بر افكار و احساسات ، بالا رفتن قدرت تمركز و ايجاد نيروي روحي مي‌گردد . براي استفاده بهتر از نيروي تنفس و آرامش حاصل از آن مي‌توانيد همزمان با نفس‌هاي عميق يك توده‌ ابرمانند انرژي‌زا و نوراني را در چند سانتي‌متري صورت خود مجسم كنيد و با هر عمل دم بخشي از آن را وارد وجودتان كنيد . اين تجسم نيز بسيار آرام‌بخش خواهد بود و سبب رهايي شما خواهد شد .



رها‌سازي جسم :

رها سازي جسم به معناي ايجاد انبساط در عضله‌ها و رها شدن آنها از انقباض‌ها و تنش‌ها مي‌باشد . براي اين منظور مي‌توانيد به ترتيب با بخش‌هاي مختلف بدن خود و عضله‌هاي مربوطه به آن بخش صحبت نموده ، از آنها بخواهيد كه آرام شوند . شايد اين موضوع به نظر شما عجيب بيايد ، ولي مطمئن باشيد كه سيستم عصبي ، پيام شما را به آن بخش از بدن مي‌رساند و آن بخش آرام و رها مي‌شود . براي مثال مي‌توانيد بگوييد : كف پاي راست من ! لطفاً آرام و رها باش .

روش ديگر براي رهاسازي اين است كه اول توجه خود را به پاها معطوف مي‌كنيد . اگر در اين اندام احساس گرفتگي ، انقباض يا درد داريد ، آن را با استفاده از قدرت تجسم به سمت زمين هدايت كرده و از كف پا به زمين منتقل نماييد . و بدين ترتيب آن را از خود دور كنيد . سپس توجه خود را به روي تنه ( شكم، سينه، كمر و شانه‌ها ) برده ، در صورتي كه گرفتگي ، درد و انقباضي دارد ، با قدرت تجسم آن را به سمت پاها هدايت كنيد و سپس به زمين منتقل نماييد . در مرحله بعد همين كار را با دست‌ها و در مرحله‌ آخر با سر و گردن انجام دهيد . بدين ترتيب تمام گرفتگي‌ها ، انقباض‌ها ، دردها ، تنش‌ها و اضطراب‌ها از جسم شما به زمين منتقل مي‌گردد ؛ زمين ظرفيت بالايي براي دريافت و هضم اين موارد دارد.

روش ديگر براي رهاسازي جسم حضور و حركت آگاهي در بخش‌هاي مختلف جسم مي‌باشد . صرف اين عمل باعث رهاسازي بدن مي‌گردد . در اين روش ، وقتي آگاهي بر يك بخش از بدن متمركز مي‌شود به ساير بخش‌ها توجهي ندارد . براي مثال توجه خود را بر كف پاها متمركز كرده ، براي چند لحظه آگاهي خود را در اين بخش نگه‌ داريد . در اين حالت به ساير بخش‌هاي بدن توجهي نداشته باشيد . اين عمل باعث احساس آرامش در كف پا مي‌شود . سپس آگاهي و توجه را به روي پا ببريد و چند لحظه نگه ‌داريد . در اين حالت نيز از ساير بخش‌هاي بدن غافل ‌باشيد و بدين ترتيب در روي پا نيز احساس آرامش كنيد . همين كار را به ترتيب با تمام بدن تا فرق سر انجام دهيد تا تمام بدن ريلكس و رها گردد .




رهاسازي ذهن :

رهاسازي ذهن ، پس از رهاسازي جسم صورت مي‌گيرد . براي اين منظور ابتدا تمام ورودي‌هاي ذهن را باز گذاريد و اجازه دهيد تا تمام افكار وارد شوند . در اين حالت پس از چند لحظه اين افكار خودشان ذهن را ترك خواهند كرد و شما نيز آنها را بدرقه كنيد . اگر ورودي‌هاي ذهن را ببنديد و بخواهيد با تلاش جلوي ورود افكار را بگيريد ، نتيجه معكوس مي‌دهد . چون فشار زياد افكار پشت درهاي بسته‌ ذهن سبب ايجاد مزاحمت و اختلال در رهاسازي ذهن و تمركز فكر مي‌گردد . در طول تمرين‌هاي اوليه ، ذهن از مسير اصلي تمرين‌ها به كرّات منحرف مي‌شود ، ولي هر بار آن را با نرمي و لطافت بر موضوع تمرين باز گردانيد . هرگز براي اين كار از خشونت استفاده نكنيد .

شيوه‌ ديگر براي رهاسازي ذهن يادآوري و يا تجسم يك منظره زيبا مي‌باشد . بدين ترتيب كه يكي از مناظر زيبايي را كه قبلاً ديده‌ايد در ذهن يادآوري ‌كنيد و يا با استفاده از قدرت تجسم خلاق تصوير يك منظره‌ زيبا را در ذهن خود مجسم ‌كنيد . اين منظره مي‌تواند يك پارك ، يك باغ ، ساحل دريا ، كوه ، دشت ، جنگل و … باشد . در اين حالت تمام بخش هاي آن منظره را در ذهن خود ببينيد . رنگ‌هاي مختلف و اجزاي تصوير را به خوبي ببينيد . صداي آن محيط را بشنويد . بوي آن محيط را استشمام كنيد . با تمام وجود در آن محيط قرار ‌بگيريد و آن را احساس و ادراك كنيد . اجازه دهيد پرنده‌ ذهن شما در اين محيط زيبا به پرواز درآيد و آرامش و رهايي را تجربه كند .



تکنیک 1 :


اين تكنيك از هفت مرحله تشكيل شده است كه با طي اين مراحل مي‌توانيد به فرافكني دست پيدا كنيد . البته انتظار حصول نتيجه در اولين جلسه‌ تمرين ، انتظار به جايي نمي‌باشد . هر چند كه ممكن است برخي افراد در جلسه اول نيز به موفقيت برسند . در هر حال موفقيت در تكنيكهاي فرافكني به ( توجه ، توجه ، توجه ) و ( تمرين ، تمرين ، تمرين ) نياز دارد . اين دو كلمه ( توجه و تمرين ) توصيه تمام استادان متافيزيك به معرفت ‌جويان مي‌باشد . با عنايت به اين موارد به شرح تكنيك مي‌پردازيم .


مرحله‌ اول :

با رعايت موارد یک تا شش بحث قبل و براساس دستورات ارائه شده در آن با همان نظم و ترتيب جسم و ذهنتان را رها كنيد . رها سازي جسم و ذهن براساس نظر بيشتر استادان اولين و مهمترين قدم در تمرينات فرافكني است .


مرحله‌ دوم :

در اين مرحله بايد به حالت خلسه‌ مثبت فرو رويد . خلسه يك حالت بين خواب و بيداري مي‌‌باشد . به عبارت ديگر يك حالت شبه خواب است كه در آن حركات ارادي بدن متوقف مي‌گردد . خلسه به دو نوع مثبت و منفي تقسيم مي‌شود . خلسه‌ي منفي با آشفتگي ، اضطراب ، تند و سطحي شدن تنفس ، افزايش ضربان قلب ، كاهش بزاق دهان و انقباض مثانه همراه است . اين نوع خلسه به دنبال ترس ، شوك ، رؤيت صحنه‌هاي دلخراش ، دعوا و نزاع و خستگي و بي‌خوابي مفرط به ‌وجود مي‌آيد . خلسه‌ مثبت با آرامش ، رهايي ، راحتي ، نفس‌هاي عميق و شمرده ، ضربان قلب آرام ، و طبيعي بودن ساير فعاليت‌هاي بدن همراه است . اين نوع خلسه با رعايت موارد يك تا شش بحث گذشته و انجام يكي از شيوه‌هاي زير حاصل مي‌شود .

يك راه رسيدن به خلسه اين است كه ساعد دست را به سمت بالا نگاه داريد . درحاليكه بازو روي زمين يا تخت مي‌باشد . دست شما رها شده ، آرام آرام به سمت تخت يا زمين فرو مي‌افتد . در همين حال شما به يك حالت شبه خواب فرو مي‌رويد . در همين حال مي‌توانيد به خود تلقين كنيد كه : « من احساس آرامش و راحتي مي‌كنم … جسم و ذهن من كاملاً رها شده است…  دست من آرام آرام رها شده فرو مي‌افتد …  در همين حال من به حالت خلسه فرو مي‌روم … خلسه‌ مـن يك خلسه‌ مثبت است … ».

روش ديگر براي فرو رفتن در خلسه شمارش اعداد به صورت معكوس مي‌باشد . براي اين منظور شروع به شمارش معكوس از شماره صد كنيد . در اين حال به خود تلقين كنيد كه : « من احساس آرامش و راحتي مي‌كنم … جسم و ذهن من كاملاً رها شده است … از شماره صد معكوس مي‌شمارم تا به عدد يك برسم … با هر شمارش معكوس به حالت خلسه فرو مي‌روم … خلسه‌ي من يك خلسه‌ مثبت است… ». به ياد داشته باشيد كه براي شمارش معكوس اعداد ، دقت زياد به خرج ندهيد . اگر احتمالاً شمارش ، اشتباه يا جابه‌جا شود اشكالي ندارد . همچنين لزومي ندارد كه شمارش را تا عدد يك ادامه دهيد . اگر در اواسط شمارش و يا در هر جاي ديگر آن به حالت خلسه فرو رفتيد ، شمارش مي‌تواند متوقف گردد .

يك روش ديگر براي حصول خلسه تجسم گوي بلورين است . براي اين منظور يك گوي سفيد را مجسم كنيد كه در فضاي بالاي سرتان معلق است . در ذهنتان روي گوي سفيد تمركز بگيريد و به خودتان بگوييد : « من شماره 3 را روي گوي بلورين مي‌نويسم ، آنرا مي‌بينم و به خلسه فرو مي‌روم . سپس به جاي آن عدد 2 را مي‌نويسم و به آن نگاه مي‌كنم و خلسه‌ام عميق‌تر مي‌شود . در آخر عدد يك را مي‌نويسم و به آن نگاه مي‌كنم تا خلسه‌ام كاملاً عميق شود ». حال اين كار را انجام دهيد . اعداد را به هر رنگي كه بخواهيد مي‌توانيد روي گوي بلور بنويسيد . با اين كار آرامش و رهايي شما عميق و عميق‌تر مي‌شود . براي عميق‌تر شدن خلسه مي‌توانيد همين كار را دوباره تكرار كنيد .



مرحله‌ سوم :

در اين مرحله بايد كالبد فيزيكي و حواس پنج‌گانه‌ خود را فراموش كنيد . براي رسيدن به اين منظور بايد آرامش و خلسه‌ شما عميق‌تر گردد . براي اين كار مي‌توانيد درحاليكه چشمانتـان بسته است به‌صورت مستقيم به فضاي تاريـك پشت پلك چشمانتان نگاه كنيد . يك فضاي تاريك و خالي مي‌بينيد . در اين فضا مستقيم به سمت جلو برويد . در اين حال ممكن است الگوها و حالت‌هاي مختلفي از نور را ببينيد . از كنار آنها بگذريد و همچنان به سمت جلو برويد . در اين حال كالبد فيزيكي خود را از ياد خواهيد برد و ديگر آن را احساس نمي‌كنيد . حواس پنج‌گانه شما مسدود شده ، ديگر محرك‌هاي مختلف را دريافت نمي‌كنيد . شما در يك خلاء قرار گرفته‌ايد كه فقط محرك‌هاي فكري براي شما قابل دريافت است . شما براي فرافكني آماده هستيد .


مرحله‌ چهارم :

به حالت ارتعاش و لرزش وارد شويد . اين حالت ارتعاش مهمترين و همچنين مبهم‌ترين بخش تكنيك مي‌باشد . بسياري از آنهايي كه تمرين‌هاي فرافكني را انجام مي‌دهند ارتعاش و لرزش را در اولين تجربه فرافكني خوب به‌ياد مي‌آورند . ارتعاش‌ها مي‌تواند شبيه تجربه‌ برق گرفتگي با ولتاژ كم در زمان كوتاه باشد . اين ارتعاش‌ها به دليل تلاش كالبد اختري براي ترك كالبد فيزيكي مي‌باشد .

به خودتان تلقين‌هاي ذهني بدهيد كه كالبد اختريتان در حال بلند شدن و بالا آمدن است . اين تلقين‌ها را تكرار كنيد . بيان تلقين‌ها مي‌تواند به زبان و يا به دل و در ذهن باشد . به‌‌‌‌‌طور كلي براي تلقين‌ها از جملات كوتاه مختصر و مفيد استفاده كنيد . براي مثال مي‌توانيد به خودتان بگوييد : « كالبد اختري من در حال ارتعاش است … كالبد اختري من در حال جدا شدن از كالبد فيزيكي است … كالبد اختري من جدا شده و به سمت بالا مي‌‌رود … ».

يك نقطه به فاصله 30 سانتيمتر در بالاي پيشاني‌تان مجسم كنيد . سپس اين نقطه را به‌صورت ذهني به فاصله 180 سانتيمتري ببريد . نقطه مورد نظر را به اندازه 90 درجه بچرخانيد و بالا ببريد . اين كار را با ترسيم يك خط ، موازي محور بدن در بالاي سر انجام دهيد . روي آن نقطه تمركز كنيد . ارتعاشات خود را از سر خارج كنيد و به آن نقطه ببريد و دوباره از آن نقطه به سر برگردانيد . اگر نمي‌توانيد اين كار را انجام دهيد حداقل در ذهنتان مجسم كنيد كه اين كار را انجام مي‌دهيد . به‌زودي و با تكرار تمرين به ‌راحتي اين كار براي شما قابل انجام مي‌گردد . اين تمرين شما را براي فرافكني آماده مي‌كند .



مرحله‌ پنجم :

ياد بگيريد كه اين حالت ارتعاش را كنترل كنيد . براي اين منظور تمام ارتعاشات را از سراسر بدن جمع كنيد و در سر متمركز نماييد . آنگاه اين ارتعاشات را به‌صورت يك موج از سر به سمت پاها ببريد . براي افزايش تأثير اين تمرين بر روي ارتعاش‌ها تمركز گرفته ، در ذهنتان آن را تقويت كنيد . حال يك موج ارتعاش قوي را از سر به سمت پا هدايت كنيد و دوباره آن را به سر باز گردانيد . آنقدر تمرين كنيد تا اين امواج به‌راحتي تحت كنترل شما قرار گيرد . زماني كه شما توانستيد اين كنترل را به‌دست آوريد ، براي خروج روح از بدن آماده مي‌باشيد .


مرحله‌ ششم :

فرافكني را با يك جدايي نسبي شروع كنيد . كليد اين كار كنترل افكار است . ذهنتان را به‌طور كامل روي برنامه‌ خروج از بدن متمركز كنيد و اجازه ندهيد كه اين فكر از ذهنتان بيرون رود . سرگرداني افكار ممكن است باعث از دست رفتن اين حالت كنترل گردد .

ارتعاش‌هاي شما قوي‌تر مي‌شود . تجربه‌ خروج از بدن را با جدا كردن يك دست يا يك پا از كالبد اثيري شروع كنيد . براي مثال احساس كنيد كه يك دست از كالبد اثيري شما از كالبد فيزيكي جدا شده و ديوار نزديك شما را لمس مي‌كند . دست را از وسط ديوار عبور داده سپس آن را به سمت عقب بكشيد و به موقعيت فيزيكي خود برگردانيد . همين تمرين را با دست ديگر انجام داده ، هدف ديگري را لمس كنيد .



مرحله‌ هفتم :

در اين مرحله مي‌توانيد به ‌طور كامل از بدن جدا شويد . براي اين كار يكي از روش‌هاي زير را مورد استفاده قرار دهيد :

روش اول : بيرون و بالا آمدن از بدن است . براي اين منظور مجسم كنيد كه وجود شما نوراني و روشن مي‌شود . در همين حـال ارتعاش‌هاي شمـا قوي‌تر مي‌گردد . حـال فكر كنيد ، كه شنـاور شدن در فضا چقدر زيبـاست اين فكر را در ذهنتان حفظ كنيد و اجازه ندهيد كه فكر ديگري جايگزين آن شود . در اين حالت به‌شرط آنكه مراحل قبلي را با دقت پشت سر گذاشته باشيد ، فرافكني خود به ‌خود اتفاق مي‌افتد .

روش دوم : چرخيدن و خروج از بدن است . بدين ترتيب كه وقتي به حالت ارتعاش رسيديد اراده كنيد كه در ذهن ، بدنتان را بچرخانيد . درست مانند زماني كه در بستر خوابيده و مي‌چرخيد . دقت كنيد ، چرخش بدن فقط در فكر به‌صورت تجسم ذهني انجام مي‌شود و كالبد فيزيكي هيچ‌گونه چرخش يا حركتي ندارد . سعي كنيد بدنتان را به‌صورت ذهني از بالا بچرخانيد ؛ در اين حالت كالبد اختري شما واقعاً خواهد چرخيد و از كالبد فيزيكي جدا خواهد شد . در اين لحظه شما خارج از بدن خواهيد بود . خود را معلق در بالاي كالبد فيزيكي‌تان ببينيد .

شور ، هيجان و شعف فراوان تمام وجود شما را خواهد گرفت . بر خود مسلط باشيد . براي چند دقيقه در اين تجربه‌ خروج از بدن بمانيد و سپس به نرمي و لطافت به كالبد فيزيكي‌تان بازگرديد . تلقين‌هايي پيرامون تأثيرات خوب و مثبت اين تجربه‌ موفق به خود بدهيد . تلقين‌هايي نيز درباره سلامت ، نشاط و شادابي به خود بدهيد ، در نهايت تلقين‌هايي در باب تجارب زيبا و موفق آينده كه در انتظار شما است بگوييد . حال با سه نفس عميق از اين حالت خارج شده ، به حالت طبيعي و معمولي باز گرديد . چشمان خود را باز كنيد ، خداوند را شكر گفته و به زندگي لبخند بزنيد .


تکنیک 2 :

در اين تكنيك قدرت تجسم بسيار مورد استفاده قرار خواهد گرفت و كمك فراواني خواهد نمود . تجسم عبارت است از خلق يك پديده در ذهن ، كه به اعتقاد برخي از متافيزيسين‌ها به‌صورت همزمان در عالم ذهن نيز اتفاق مي‌افتد . ذهن بُعدي از ابعاد ماورائي وجود انسان مي‌باشد كه جايگاه آن در حد واسط كالبد فيزيكي و روح قرار گرفته است . به‌ياد داشته باشيد كه ذهن و مغز يكي نمي‌باشد ، مغز بخش كوچك و مهمي از كالبد فيزيكي ما است كه درون جمجمه قرار گرفته است . به‌عبارت ديگر مي‌توان گفت ذهن از چند بخش تشكيل شده كه يك بخش آن مغز است . هرچند كه مغز و ذهن با يكديگر در ارتباط مي‌باشند ولي ماهيت آنها تفاوت دارد . مغز يك ارگان فيزيكي و ذهن يك بُعد متافيزيكي مي‌باشد . عالم ذهن يكي از عوالم هفت‌گانه جهان هستي است ، كه در ارتباط با ذهن تمام انسان‌ها مي‌باشد . همان طور كه كالبد فيزيكي انسان در عالم فيزيكي زندگي مي‌كند و در انطباق با آن مي‌باشد ، بُعد ذهن نيز در عالم ذهن سير مي‌كند و در انطباق با آن است .

تجسم داراي يك نيرو و قدرت فوق‌العاده‌اي است كه مي‌تواند اثرات بسيار زيادي داشته باشد . بايد تجسم را شناخت و در جهات مثبت و براي تكامل و تعالي علمي و روحي از آن بهره گرفت . برخي از روانشناسان و متافيزيسين‌ها اعتقاد دارند كه وقتي انسان چيزي را در ذهن تجسم كند و بر آن تمركز بگيرد و آن تصوير ذهني را حفظ كند ، آن چيز در عالم فيزيك نيز به‌وقوع خواهد پيوست . البته براي اين منظور حفظ مدت طولاني تصوير ذهني و يا تكرار آن به دفعات متعدد لازم است .

براي مثال هر آنچه را كه ما درباره‌ خودمان تفكر و تجسم نماييم و بر آن اصرار داشته باشيم در عالم فيزيكي به وقوع مي‌پيوندد . اين حالت در مورد ديگران نيز مصداق دارد . بدين معني كه هر آنچه كه براي ديگران تجسم كنيم همان خواهد شد . به همين دليل بزرگان گفته‌اند شما همان هستيد كه فكر مي‌كنيد . نبايد فراموش كرد كه تجسم با توهم متفاوت است . توهم يك وادي منفي است كه نه تنها مفيد نمي‌باشد ، بلكه ممكن است تأثيرات سوء و منفي نيز داشته باشد .

براي انجام اين تكنيك ، مكان و زمان مناسب را انتخاب كنيد . به صورت مطلوب روي زمين يا تخت‌خواب دراز بكشيد . نفس عميق بكشيد . آگاهي خود را بر چشم سوم ( مركز پيشاني‌ ) متمركز كنيد ، جسم و ذهن خود را با شيوه‌ مناسب رها كنيد . ( اين مراحل در مباحث قبل به‌صورت كامل شرح داده شده است .)

پس از طي مراحل فوق به حالت خلسه فرو رويد . كالبد فيزيكي و حواس پنج‌گانه را به‌دست فراموشي بسپاريد . در وجود خود حالت ارتعاش و لرزش ايجاد كرده ، آن را كنترل و هدايت كنيد . ( اين مراحل به‌صورت كامل در تكنيك اول ، مرحله‌ي اول تا پنجم به‌صورت مبسوط شرح داده شده است .)

حال مراحل مقدماتي را با موفقيت پشت سر گذاشته ، آماده‌ي فرافكني مي‌باشيد . در اين مرحله درحالي ‌كه جسم شما روي تخت يا زمين دراز كشيده ، با سقف اتاق فاصله‌ي زيادي دارد ، مجسم كنيد كه فاصله‌ مابين « نوك بيني » شما و « سقف اتاق » كم مي‌شود … اين تجسم را در ذهن تقويت كنيد … فاصله باز هم كم مي‌شود…  همچنان با تمام احساس در اين تجسم بمانيد …فاصله كمتر مي‌شود … تمركز خود را بر اين موضوع حفظ كنيد … فاصله بسيار كمتر مي‌شود ... احساس مي‌كنيد به سقف نزديك مي‌شويد … به زودي اين فاصله از بين خواهد رفت … به زودي با نوك بيني سقف را احساس خواهيد كرد … شادي و هيجان تمام وجود شما را خواهد گرفت … شجاع باشيد و احساسات خود را كنترل كنيد … به‌ياد داشته باشيد كه اين كالبد اثيري شماست كه از كالبد فيزيكي خارج شده ، به سقف اتاق نزديك شده است .

در ابتدا ، اين كار در ذهن شما و با تجسم صورت مي‌گيرد ؛ يعني همه چيز درون شما و با يك تصوير ذهني اتفاق مي‌افتد . با تمرين و تكرار ، اين ذهنيت به عينيت تبديل مي‌گردد . به‌زودي شما آن را عملاً احساس و تجربه خواهيد كرد . اين پديده وجود خارجي دارد و شما آن را لمس خواهيد كرد . هنگام وقوع آن بر خود مسلط باشيد . وقايع جالب و شگفت‌انگيزي در انتظار شماست . از اين وقايع لذت ببريد و آزادي پرنده‌ي روح را از قفس تن ، جشن بگيريد . اين يك نقطه‌ عطف در زندگي شما مي‌باشد . خداوند را براي اين نعمت شكر نماييد .

پس از اينكه با نوك بيني سقف اتاق را احساس كرديد ، خوشحال و شادمان به كالبد فيزيكي خود باز گرديد . براي بازگشت كافي است كه اراده كنيد و بخواهيد اين اتفاق بيفتد . بلافاصله ليز خورده ، وارد كالبد فيزيكي مي‌گرديد . شما در كالبد فيزيكي هستيد . براي اينكه پايان و فرود خوبي داشته باشيد قبل از بازگشت به خود بگوييد : « مي‌خواهم به اين تمرين پايان دهم و از اين حالت خارج شوم … تا لحظاتي ديگر با سه نفس عميق چشمانم را باز مي‌كنم و به‌حالت عادي و طبيعي برمي‌گردم … امروز من يك تمرين خوب و زيبا را تجربه كردم … ياد و خاطره‌ اين تجربه‌ي رؤيايي براي هميشه با من خواهد ماند … در تمرين‌هاي آتي سريع‌تر و آسان‌تر به نتيجه مي‌رسم … نتايج تمرين‌هاي بعدي جالب‌تر و دل‌انگيزتر خواهد بود … تجربه‌ بسيار موفقي در انتظار من است … درحاليكه خوشحال ، شاداب ، سلامت و پر‌انرژي هستم با سه نفس عميق چشمانم را باز مي‌كنم … ». حال با سه نفس عميق چشمان خود را باز كنيد و به ‌حالت طبيعي برگرديد .

چند دقيقه طول مي‌كشد تا جسم شما كاملاً به‌حالت عادي باز گردد . لذا بلافاصله بلند نشويد و كمي تأمل نماييد . آرام آرام جسم خود را حركت دهيد تا كاملاً بيدار شويد .

با تكرار تمرين‌ها به‌طور قطع اين پديده را به‌طور كاملاً محسوس و ملموس تجربه خواهيد كرد . در تمرين‌هاي بعدي پس از جدا شدن از كالبد فيزيكي و رسيدن به سقف مي‌توانيد به سمت پايين نگاه كنيد و كالبد فيزيكي خود را بر روي تخت يا زمين ببينيد . با ديدن كالبد فيزيكي خودتان حيرت زده خواهيد شد . شايد هم دچار دوگانگي شويد . شجاع باشيد و هيجانهاي خود را كنترل كنيد . در تمرين‌هاي ديگر مي‌توانيد پس از طي مراحل فوق و جدا شدن از بدن ، در فضاي اتاق چرخي بزنيد و به هر كجاي آن كه مي‌خواهيد برويد . به‌ياد داشته باشيد كه براي رفتن به مرحله‌ بعدي بايد مرحله‌‌ قبل را با موفقيت طي كنيد ، اگر هنوز در يك مرحله موفق نشده‌ايد هرگز به سراغ مرحله‌ بعد نرويد .

تكنيك 3 :


در اين تكنيك از آگاهي به‌عنوان محور اصلي تمرين استفاده مي‌شود . منظور از آگاهي در اينجا جمع نمودن تمام حواس بر يك سوژه‌ي خاص و داشتن حضور ذهن بر آن مي‌باشد . اين كار شبيه رهاسازي جسم با حركت آگاهي در بخش‌هاي مختلف بدن مي‌باشد كه در « بند پنجم شرايط لازم براي سفر روح » به آن اشاره شده است. قابل ذكر است ، همان طور كه آگاهي‌مان را در جسم خودمان به حركت درمي‌آوريم ، مي‌توانيم آن را بر سوژه‌هاي بيرون از جسم خودمان نيز متمركز كرده ، يا در محيط بيروني به حركت درآوريم .

فرافكني و سفر به بيرون از جسم ، هم به‌صورت فردي و هم به‌صورت جمعي قابل انجام است . در مباحث قبل نمونه‌هايي از تكنيك‌هاي بسيار مؤثر فردي ارائه گرديد . در اين بحث قصد ارائه يك تكنيك جمعي و گروهي داريم . براي اين منظور لازم است يك گروه هفت نفره تشكيل دهيد ، البته تعداد افراد مي‌تواند بيشتر و يا كمتر از اين مقدار نيز باشد . افراد گروه بايد همگون و از جنبه‌هاي مختلف احساسي و عاطفي به يكديگر شبيه و نزديك باشند . همه‌ي افراد بايد علاقمند و مشتاق براي فرافكني باشند و افراد مخالف با اين پديده نبايد در اين گروه قرار بگيرند . اينگونه افراد با انرژي‌هاي منفي خود كه حاصل مخالفت‌ها و ناباوري‌هاي فكري‌شان مي‌باشد ، ايجاد اختلال در تمرين مي‌كنند . همچنين باعث كاهش ميزان موفقيت ساير افراد نيز مي‌گردند .

براي انجام اين تمرين ، به تعداد افراد گروه مبل راحتي فراهم نماييد . وضعيت مبل‌ها بايد به گونه‌اي باشد كه به‌راحتي سر ، گردن و پشت خود را بر پشتي آن رها كنيد و بدون هيچ‌گونه انقباض و فشاري بتوانيد براي مدت طولاني به‌راحتي روي آن بنشينيد و خود را رها كنيد . مبل‌ها را به‌صورت يك دايره منظم كنار هم قرار دهيد ، مبل‌ها بايد در تماس با يكديگر باشند ، به‌گونه‌اي كه بين هر مبل و مبل‌هاي دو طرف آن تماس فيزيكي برقرار باشد . پس از آرايش مبل‌ها به‌صورت دايره‌اي ، بر روي آنها بنشينيد ، به‌گونه‌اي كه كف هر دو پا كاملاً روي زمين قرار گيرد . لبه‌ي پاي راست بايد با لبه‌ي پاي فردي كه در سمت راست شما قرار گرفته در تماس باشد ، همچنين لبه‌ي پاي چپ بايد با لبه‌ي پاي فردي كه در سمت چپ شما قرار گرفته در تماس باشد . بدين صورت در اين دايره پاي تمام افراد با همديگر در تماس فيزيكي قرار مي‌گيرد . دستان خود را نيز به همديگر وصل كنيد ، به‌طوري كه تمام افراد حاضر در دايره با دست‌هايشان در تماس با هم باشند . بدين ترتيب يك تماس فيزيكي كامل از طريق دست‌ها و پاها بين تمام افراد برقرار مي‌شود .

تشكيل اين حلقه يك امتياز بزرگ از ديدگاه متافيزيك به دنبال خواهد داشت . چون هاله‌هاي افراد در هم فرو رفته ، در تماس با هم قرار مي‌گيرد، يك هاله‌ي حلقه‌اي واحد تشكيل مي‌شود . در نتيجه سطوح انرژي همه‌ي افراد حاضر در گروه يكسان مي‌شود . به‌عبارت ديگر تمام اين برنامه‌ها ( تشكيل حلقه ، تماس فيزيكي افراد و … ) براي همسان و همتراز نمودن سطح انرژي افراد گروه مي‌باشد . اين پديده يك موضوع علمي با توجيهات قوي ماورائي مي‌باشد . با هم‌سطح شدن انرژي‌ها ، امكان موفقيت افزايش پيدا مي‌كند . همچنين نتايج حاصل براي همه‌ي افراد تقريباً يكسان خواهد بو د. به‌عبارت بهتر همه افراد به درجات بالايي از موفقيت به طور يكسان مي‌رسند . در صورت عدم انجام اين كار ، به دليل اختلاف در سطوح انرژي افراد ، ميزان موفقيت جمع كاهش پيدا مي‌كند ، همچنين بازده‌ موفقيت بين افراد اختلاف زيادي خواهد داشت . تشكيل اين حلقه براساس همان توجيهات علمي و متافيزيك مذكور مي‌باشد و هيچ‌گونه ارتباطي با حلقه‌هاي تصوف ندارد .

پس از قرار گرفتن روي صندلي‌ها براساس همان اصول شش‌گانه ( با در نظر گرفتن شرايط مكاني، زماني و وضعيت جسمي ) تمرين‌هاي تنفسي ، رهاسازي جسم و ذهن را به‌صورت گروهي انجام دهيد . در اين حالت بهتر است يك نفر در جمع به‌عنوان مسؤول ، مراحل كار را با صداي بلند بيان كند تا همه همزمان با هم انجام دهند و پيش بروند . پس از طي نكات اصولي شش‌گانه و رها شدن جسم و ذهن به‌صورت زير عمل كنيد :

آگاهي خود را در ناحيه سر جمع كنيد … توجه خود را در چشم سوم متمركز كنيد … براي لحظاتي خود را درون چشم سوم احساس كنيد … آگاهي شما همچنان در ناحيه سر متمركز است … توجه شما همچنان بر چشم سوم است … آگاهي خود را به سمت فرق سر حركت دهيد … آگاهي را از طريق چاكراي شماره‌ي هفت خارج كنيد…  اين كار به‌راحتي قابل انجام است…  آگاهي خود را در فضاي بالاي سر معلق نگه داريد … به فضاي بالاي سر خود اشراف و آگاهي كامل داشته باشيد … آگاهي را در راستاي محور سر تا سقف اتاق حركت دهيد … آگاهي را در اين فضا به سمت بالا و پايين حركت دهيد … آن را به گوشه‌ي مشخصي از اتاق ببريد … آن را نزديك يك شيء خاص در اتاق ببريد … .

آگاهي شما به‌راحتي مي‌تواند در تمام فضاي اتاق حركت كند ، حتي مي‌تواند فضاي اتاق را ترك كرده ، در اتاق‌هاي مجاور به حركت درآيد . آگاهي شما مي‌تواند در فضاي بيرون ساختمان ، در كوچه و خيابان نيز حركت نمايد . آگاهي را ابتدا در مكان‌هاي آشنا حركت دهيد ؛ مكان‌هايي كه بارها ديده‌ايد و تداعي و تجسم آن براي شما آسان است . مي‌توانيد آگاهي خود را به سمت شهرهاي ديگر و يا حتي كشورهاي ديگر به پرواز درآوريد .

پس از موفقيت در مراحل فوق ، آگاهي خود را به سمت آسمان ببريد و به ستارگان مختلف و سيارات متفاوت سر بزنيد . به‌ياد داشته باشيد جايگاه آگاهي شما در وراي ابعاد مكان و زمان است . پس براي انتقال از يك مكان به مكان ديگر ( نزديك يا دور ) به زمان با مفهوم فيزيكي نياز نداريد . با آگاهي خود در آسمان زيبا به سير آفاق مشغول هستيد و عظمت خالق يگانه را تحسين مي‌كنيد . يك احساس بسيار خوب ، لذت‌بخش و شيرين در وجود شما جاري مي‌شود . احساس سبكي ، رهايي و آزادي مي‌كنيد .

هر وقت كه بخواهيد مي‌توانيد اراده كنيد و به كالبد فيزيكي خود كه بر روي مبل در اتاق قرار دارد برگرديد . اين كار به آساني و با خواست شما در يك لحظه انجام مي‌شود . تلقينات مثبتي پيرامون نتايج موفق اين تمرين و موفقيت در تمرين‌هاي بعدي به خود بدهيد . از شماره يك تا پنج شمرده ، با يك احساس خوب و مثبت چشمانتان را باز كنيد . به زندگي لبخند بزنيد ، خداوند را شكر نماييد .



بگزاريد كمي در مورد نوع ديدن و بينايي در كالبد اثيري هم توضيح بدم

   <------ ديد ۳۶۰ درجه اي

در بدن فيزيكي داراي ميدان ديد 220 درجه اي هستيم. به اين معني كه فقط مي توانيم مقابل خود را ببينيم ، نه اينكه بتوانيم جلو، پشت، بالا و پايين را همزمان با هـم ببينـيم . در بدن اثيري داراي ديدي بيش از 360 درجـه هستيم كــه ميتوانيم همه جهات را در آن واحد ببينيم. در ضمن خروج از جسم بر حسب عادت مجبور مي شويم توجه خود را فقط به يك جهت معطوف داريم ، جهتي كه فكر مي كنيم در قسمت جلوي ديد ما مي باشد. به هر حال، قدرت ديدِ پشت، بالا، پايين، چپ و راست هم وجود دارد كه مي تواند همزمان با هم مورد استفاده قرار گيرد ، ولي مغز ما نمي تواند آنها را فوراً شبيه سازي كند. اين موضوع بر خلاف عادت مادام العمر مغز مي باشد كه فقط مي تواند قسمت جلو را ببيند. ديد كروي، شبيه قرار گرفتن در يك چشمِ چند وجهي مي باشد كه مي توانـد از هـمه جهـات ببيـند: بالا، پايين، چپ، راست، جلو و عقب، همه را همزمان با هم .

در بدن اثيري، شما هيچ ارگان فيزيكي مانند چشم، نداريد. شما يك نقطه غير فيزيكي هستيد كه آگاهانه در فضا شناور است و تحت تأثير نيروي جاذبه يا ساير قوانين فيزيك نيز نيست. در چنين وضعيتي، بالا و پائين، عقب و جلو و يا چپ و راست وجود ندارد. اين فقط عادت مادام العمر شما است كه آن منظره ديد را در موقع پرواز روح بر شما تحميل مي كند.

درك ديد كروي از آنجا مهم است كه قصد داشته باشيد در دنياي اثيري دست به عمل بزنيد. اين موضوع بويژه موقعي حائز اهميت است كه در زمان واقعي، نزديك به بُعد فيزيكي از جسم خود خارج شويد. ديد كروي بيشتر اوقات سبب ميشود كه فكر كنيد در يك بُعد آئينه مانند هستيد يا در دنيائي كه واژگون شده باشد. معنايش اين است كه مثلاً به نظر مي رسد خانه شما وارونه شده باشد و علتش اين است كه نحوه ديد اصيل و طبيعي خود را ضمن خروج از جسم از دست مي دهيد.

موقعي مي رسد كه ضمن پرواز روح، جهت يابي خود را از دست مي دهيد و ديدي متفاوت با ديد طبيعي پيدا ميكنيد، يعني حركت دوراني پيدا مي كنيد يا بدون اينكه بخواهيد واژگون مي شويد. اين وضعيت ، ديد چپ و راست يا بالا و پائين شما را معكوس مي كند. اين وضعيت ذهن نيمه هوشيار شما را با معكوس كردن مكاني كه در آن هستيد فريب مي دهد، بنابراين ذهن هوشيار شما بگونه اي مناسب عكس العمل نشان مي دهد.

شما در دنياي اثيري، بدن كروي شكل نداريد ولي اگر بخواهيد به پشت سر نگاه كنيد مجبور نيستيد بگرديد يا اصلاً حركت كنيد ، بلكه فقط جهت ديد خود را به سمت عقب تغيير مي دهيد. اين كار هر گاه بدون حركت كردن انجام گيرد تصويري آئينه اي ايجاد مي كند كه به يك تعبير مانند ديدن پشت سر از درون آئينه مي باشد.

نمودار ذيل نشانگر ديد منظر معكوس بدون گشتن مي باشد؛ توجه داشته باشيد كه راست و چپ تغيير نمي كند.

 

مثلاً اگر ديد منظر (A) بدون چرخش به ديد منظر (B) تبديل شود ، در اين صورت راست و چپ معكوس  نمي شوند. اين حالت سبب مي شود كه ذهن نيمه آگاه با استفاده از قدرت خلاقيت خود و بوسيله معكوس كردنِ ديدِ منظر يا قسمتي از آن، آن را تصحيح نمايد. اين كار برايش آسان تر است و اشكال كمتري براي ذهن هوشيار ايجاد مي كند تا اينكه بخواهد راست و چپ را معكوس كند.

با دراز كشيدن و نگاه كردن به بالاي سرتان، با ايستادن روي سر و چپ و راست اشياء را تشخيـص دادن مي توانيد به نتيجه مشابهي برسيد.اين حالت كمي موجب گيجي در تشخيص چپ يا راسـت ميگردد. بدين معني كه ناچار مي شويد كه در موقعيت معكوس آگاهانه راست يا چپ خود را تشخيص دهيد. اين گيجي اندك كل آن چيزي است كه جهت فريب دادن ذهن نيمه هوشيار لازم است تا چيزي آسان تر را جهت پذيرش خلق كند.

مغز شما قادر نيست اين وضعيت معكوس را شبيه سازي كند و در اينصورت ديدِ  جديد بر طبق آنچه كه تشخيص ميدهد - راست يا چپ -را در آن لحظه به شما ارائه مي دهد. هنگاميكه آگاهانه متوجه اين وضعيت غير عادي شديد ديگر نمي توانيد آن را معكوس كنيد. مغز نمي تواند بطور آگاهانه تبديل راست را به چپ بپذيرد.

با اينحال هرگاه ديد كروي شكل را درك كرديد و اتفاق افتاد كه گاهي ضمن پرواز روح احساس واژگونگي كنيد اشكالي ندارد. اگر اين موضوع را در نظر داشته باشيد مي توانيد بطور طبيعي با آن وضعيت مواجه شويد، بدون اينكه فكر كنيد وقت خود را درون يك بُعد آئينه گون و عجيب تلف مي كنيد. يعني اگر با تمام اين اوصاف تصميم داشته باشيد در بُعد اثيري كاري انجام دهيد موفق خواهيد شد. تنها كاري كه بايد انجام دهيد اين است كه مختصات راست و چپ خود را از عمارت يا ساختمانهاي اطراف بفهميد و حس خود را از چپ و راست بكلي ناديده انگاريد.

موقعي كه در بُعد اثيري هستيد هر آنچه را كه مي بينيد ذهن شما مستقيماً ادراك مي كند. پيچاندن يا معكوس كردن تمام يا قسمتي از ادراك آگاهانه واقعيت- وقتي كه شما در حال پرواز روح باشيد - براي ذهن نيمه هوشيار كار ساده اي است.

توجه: واژگون شدن ديد منظر ممكن است بارها در زمان واقعي پرواز روح اتفاق بيفتد.
           

      منبع:   http//mavara.co.cc

+ نوشته شده توسط مهران در چهارشنبه 1389/04/16 و ساعت 12:38 PM |
 تله پاتی چیست؟

( همین اول بگم در این کار به دو نفر نیاز هست که بهتره از جنس مخالف شما باشه ( خداییش پیدا کردن نفر دوم  یکم سخته )

تله پاتي عبارت از اين است كه دو نفر بدون حرف يا اشاره فقط به وسيله انتقال فكر مطلب خود را خواه در فاصله نزديك و خواه در مسافت دور مانند تلگراف بي سيم به يكديگر بفهمانند.

●       براي حصول به اين نتيجه دستور زير را بكار بريد تا  كامروا شويد . براي اين تمرين بايد دونفر عمل كنند. بطور مثال شما با يكي از دوستانتان قرار مي گذاريد تمرينهاي اين عمل را متدرجاً انجام دهيد. ابتدا بايد شما دو نفر درمسافت نزديك در يك محل روبروي هم بنشينيد بطوري كه بدن شما راست و پيشاني بلند قرارگيرد. (در اين امر بايد آزادي بدن كاملاً مراعات شود كه كسالتي توليد    

نشود

. بايد سعي كنيد كاملاً سلامت باشيد زيرا سلامتي نخستين شرط موفقيت در اين امر است. نبايد با فشار و اذيت عمل را انجام داد) بايد چشمهاي هريك از شما متوجه پيشاني ديگري شود و قبل از عمل ودر حين عمل خواهش و تمناي شما آن باشد كه قواي روحي شما دو نفر در يك سطح واقع شده و ميل دارند با هم ارتباط يافته و از خواهشهاي يكديگر مطلع شوند و روح شما در يك خط مستقيم رابطه قرار گيرد.

●       بايد ذهن طرفين ازهر فكري خالي و فكر بالا جايگزين تمام افكار باشد. بعداً شروع كنيد به انتقال يك فكر بين خودتان. در ابتداي كار بايد يك كلمه ساده و بسيط انتخاب كنيد و قبلاً به همديگر بگوئيد كه چگونه فكري را مي خواهيد انتقال دهيد، مثلاً يك كلمه ساده مثل  «خوب»، «زمين» يا « آسمان» و غيره را انتقال مي دهيد. بطور مثال يكي از شما «يزدان» را در فكرش خطور مي دهد و بطرف مي گويد: «من يكي از اسماء الهي را در مغز خود فكركردم شما توجه پيدا كنيد و بگوئيد كه كداميك از اسماء را فكركرده ام» طرف با تمركز فكر و مراعات دستورات تله پاتي كه در بالا گفته شد با قواي روحي اين را مي گيرد و مي گويد: شما در فكر خود گذراندي «يزدان». پس از اينكه از انجام گرفتن قسمت بالا اطمينان حاصل گرديد و دامنه تمرين را به شرح زير ترقي دهيد:

●       بجاي فكر ساده و بسيطي كه داشتيد اكنون افكار دنباله دار كه صورت حكايت و متضمن يك سلسله خاطرات و نتايج باشد به يكديگر الهام كنيد. بطور مثال مي گوئيم: قرار مي گذاريد خاطرات زمان گذشته خود را كه هر دو ناظر آن بوده ايد بفكر يكديگر الهام و انتقال دهيد. مثلاً شما يك قسمت را انتقال مي دهيد و بعد كه طرف فهميد قسمت ديگر را او الهام مي كند و همينطور قسمت به قسمت خاطرات خود را بوسيله فكر به يكديگر يادآوري و بيان مي كنيد. بعد او مي گويد كه چه فكر كرديد طرف هم جواب مي دهد كه شما اين را فكر كرديد.

●       تقريباً مانند دو نفر تلگرافچي است كه مطالب را يكي مخابره مي كند ديگري مي گيرد بعد كه گرفت مي گويد گرفتم و وقتي تمام شد يك مرتبه هم براي طرف اولي مي خواند كه بفهمد درست گرفته است. عمل الهام هم تقريباً بايد اينطور انجام شود. درهرحال طبق دستور بالا بايد ورزش و تمرين روحي انجام گيرد تا روز به روز قدرت الهام زياد گردد. بعداً كه به اين قسمت موفقيت حاصل شد مي توان راجع به خاطرات و حكايات مربوط به ديگران و ساير چيزهائي كه دنباله داشته و پشت سرهم باشد به تمرين پرداخت تا رفته رفته توانائي روحي زياد گردد.

●       پس از آنكه تمرين تله پاتي در مسافت نزديك با موفقيت انجام شد در مسافت دور كه يكديگر را نبينيد انجام مي دهيد به اين طريق كه قبلاً قرار مي گذاريد در سرساعت و دقيقه معيني در محلي آرام طبق همان شرايط كه گفته شد هريك قرار گرفته و شروع به مخابره روحي نمائيد و به ترتيب مذكوره ابتدا افكار ساده و بسيط و بعداً افكار دامنه دار و مفصل را الهام كنيد. در اينجا بايد نكات مهم زير را در نظر بگيريد:

●       قبلاً موضوعي را كه راجع به آن مي خواهيد مخابره فكري كنيد با طرف خود قرار بگذاريد و البته طرف شما بايد مثل خودتان ورزيده و آشنا به اين علم باشد. اما راجع به ساعت فراموش نكنيد كه بايد حتماً ساعت صحيح و دقيقي را كه بكار مشغول مي شويد قبلاً به يكديگر اطلاع دهيد كه سر همان ساعت الهام انجام شود والا نتيجه نخواهد داشت مثل دو نفر تلگرافچي كه اگر سر ساعت يكي از آنها حاضر نباشد مخابره صورت نمي گيرد.

●       در مسافات نزديك مثل اينكه هردو در يك شهر در محله هاي مختلف باشيد بايد اختلاف ساعتها را در نظر بگيريد و براي احتياط كه مبادا ساعتها جزئي اختلافي باهم داشته باشند چند دقيقه اي در حال انتظار باشيد كه بتوانيد هر دو وقت را باهم وفق دهيد. اگر ميسر شود توسط تلفن به هم خبر دهيد كه: «براي مخابره حاضرم» بهتر است. ساعت راديو نيز براي يك محل يا مسافت دور راهنماي بسيار خوبيست.

●      در مسافات دور مثل اينكه شما در يك شهر و طرف شما در شهر ديگر باشد علاوه بر اختلاف ساعت بايد اختلاف افق را هم درنظر گرفت. بنابر اين قبل از شروع به الهام تقريباً نيم ساعت براي انتظار ظهور و تجلي روحي در نظر بگيريد. اين نكته را نيز بخاطر بسپاريد كه بهترين مواقع براي اين مخابره پس از نيمه شب خواهد بود چون موقع استراحت و فكر همه بهتر آماده و جمع است و توجه بيشتر پيدا مي كنند.

اگر دستورات بالا را انجام دادید امید وارم بزودی  نتايج درخشاني در يكي از بهترين و عالي ترين مظاهر قدرت روحي حاصل كنيد و پس از آنكه از اين مطلب بهره برداري نيكو نموديد دستورات عالي و عظيم روحي ديگر براي شما عزيزان خواهم گفت. اين نكته را نيز لازم است بشما  يادآوري نمايم كه اگر پس از تمرين نتايج مثبتي نگرفتيد مأيوس نشويد زيرا ممكنست نگرفتن نتيجه در اثر علل چندي باشد از اين قبيل:

يك - طرفين سلامت كامل نداشته باشند.

دو- طرفين خلق خوش نداشته و به گرفتاري فكري دچار باشند.

سه- بواسطه كار و گرفتاري تشتت فكري در يكي يا هردو طرف موجود بوده و نتوانند تمركز فكر يا تمركز قواي دماغي حاصل نمايند.

اين را هم ناچارم بگويم: براي اشخاصي كه استعداد روحي عادي و متوسط دارند اگر بتوانند پس از تمرين و زحمات موفق به مخابره فكري ده كلمه ازدور بشوند خوب و رضايت بخش است اما اشخاصي كه استعداد روحي بيشتر داشته باشند به موفقيتهاي بزرگ نائل خواهند شد.

 از این قدرت می شه استفاده های نادرست هم کرد که دیگه نمیگم

+ نوشته شده توسط مهران در یکشنبه 1389/04/13 و ساعت 10:58 AM |

تله کینزی چیست؟

تله کینزی توانایی حرکت دادن اشیا با نیروی ذهن است. انسان به طور متوسط فقط از 8% نیروی ذهن و مغزش استفاده می کنه. یعنی دور از جون منو شما 92% آکبند مونده. انسان میتونه خیلی از کارایی که حتی به فکر من و شما نمیرسه رو هم انجام بده. بطور مثال شما اگه اراده کنین می تونین حتی از دیوار رد بشین یا پرواز کنید . واسه همینه که به انسان میگن اشرف مخلوقات . خودتونو دست کم نگیرید . البته اینم بگم این کار ها برای پرواز دادن اجسام نیست و برای تکان دادن اجسام استفاده میشه

 

آموزش تله کینزی :

خوب حالا بریم سر آموزش تله کینزی .

راه های زیادی برای تله کینزی وجود داره ولی من ساده ترین و سریع ترین راه رو بهتون می گم چون می دونم بیشترتون مثل خود من عجولید و می خواهید همون دفعه اول بتونید این کارو انجام بدید.

 ولی دوستان اینو بهتون بگم که کلید موفقیت تو این کارا 2 چیزه :

1-    ایمان و اعتقاد به توانایی های انسان

2-    صبر و حوصله

3-    تمرین تمرین تمرین تمرین تمرین

 

فکر کنم به اهمیت تمرین پی بردید .

 خوب حالا بریم سر آموزش تله کینزی .

1-         15 دقیقه ریلکسیشن کنید (دراز بکشید چشمهاتونو ببندید و  یه موزیک ملایم و آروم گوش کنید )

2-         یک کاغذ رو به شکل مربع به طول 5 سانت درست کنید .

3-         حالا مربع رو به صورت قطری در دو جهت تا بزنید تا بعد از باز کردن به شکل یه هرم در بیاد .

4-         یه سوزن رو به طول حدود 3.5 سانت در جایی مثل یک شمع فرو کنید.

5-         کاغذی رو که درست کردید از قسمت گودی روی سوزن سوار کنید .

6-         حالا به فاصله 2متر از اون بشینید (فاصله کمتر باعث برخورد جریان تنفس شما به کاغذ و فاصله بیشتر باعث کاهش اثر انرژی شما میشه)

7-         ذهنتون رو از همه چی خالی کنید و بطور مداوم به کاغذ نگاه کنید. تا اونجایی که ممکنه پلک نزنید چون باعث به هم خوردن تمرکز شما میشه. البته باید تمرین کنیدو من خودم چون تمرین زیاد کردم وقتی نمرکز می کنم چیزی حدود 20 دقیقه می تونم پلک نزنم .

8-         تصور کنید نیروی قرمز رنگی  از چشمان شما بیرون میاد و باعث حرکت کاغذ میشه (این نیرو واقعا وجود داره و مربوط به چاکراها میشه که در پست های بعدی راجع بهش مفصل توضیح می دم)

9-  با نگاه مداوم به کاغذ اراده کنید کاغذ به حرکت در بیاد. به صورت تلقینی تصور کنید کاغذ دور محور خودش می چرخه.

 نکات زیر به شما کمک خواهند کرد که در مسیر درست تله کینزی حرکت کنید:

۱- روزانه بمدت نیم ساعت و یا حداقل پانزده دقیقه مدیتیشن کنید.

۲- حداقل روزانه یکبار و در صورت امکان دوبار بمدت سی دقیقه تله کینزی را تمرین کنید

۳- بمدت یک هفته روی یکی از تکنیکها تمرکز کرده و در صورتیکه از آن نتیجه ای نگرفتید روشهای دیگر را به تناوب امتحان کنید

۴- راحت باشیدبه جای اینکه خیلی سخت بگیرید در مورد آن به عنوان یک آزمایش یا بازی فکر کنید اگر بیش از اندازه تلاش کنید خودتان را خسته می کنید و به جایی نمی رسید.

۵- دست از تلاش بر ندارید

۶- به خودنان نگویید که نمیتوانیدآن را انجام دهید چرا که شما میتوانید.

نکات :

1-    هیچ چیز غیرممکن نیست . شما هرکاری که بخواهید میتونید بکنید. پس با اراده و اطمینان تمارین رو انجام بدین و بدونید تله کنیزی یک واقعیت است .بساری انرا انجام دادهاند .شک مانند دیواری است که بین شما و تله کنیزی قرار میگیرد از روی این دیوار عبور کنید و انرا پشت سر بگذارید.

2-    هرکس سیستم بدن و ذهنش با بقیه فرق می کنه. یک نفر میتونه همون دفعه اول اینکارو بکنه یکی 1 هفته یکی هم 1سال. همچی بستگی به خودتون داره و باید خودتون رو باور کنید .

3-  معمولا بعد از اینکه کسی موفق به انجام اینکار میشه میترسه. طبیعی هم است چون تاحالا همچین کاری رو انجام نداده ولی بهتره پس از انجام اینکار خدارو شکر کنید که انهمه توانایی در بدن ما قرار داده ولی ما ازش استفاده نمی کردیم .

هرکس موفق به اینکار شد یا قبلا تجربه اینکارو داشته تو بخش نظرات تجربیاتشو بگه تا بزارم تو وبلاگ که بقیه هم ازش استفاده کنن. ( نظر یادت نره )

 

+ نوشته شده توسط مهران در شنبه 1389/04/12 و ساعت 7:45 PM |

از سال های دهه ی 1930 به بعد، علاقه مندی و توجه به سایکوکینز افزایش یافت، تا جایی که امروزه تحقیق درابره ی این موضوع به یکی از سریع الرشدترین حوزه های فراروانشناسی تبدیل شده است. در سال های گذشته، این مطلب به خصوص در ایالات متحده ی آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی سابق صادق بوده است. با این حال، نتایج حاصل از مطالعات نظارت شده ی بالینی، متناقض بوده اند. برخی از این بررسی ها از نظر روان شناختی مورد حمله قرار گرفته اند و برخی دیگر را متهم به مشاهده ی آثار تقلب در آن ها کرده اند.

باید خاطر نشان کرد که با فراهم شدن شرایط ضروری و برخی الزامات، سایکوکینز واقعا روی می دهد و الگوهای وقوع آن به کمک آزمون ها و اشخاص تحت آزمون، شناسایی شده اند. ولی این مطلب را نیز می دانیم که الگوهای مذکور در هر شرایطی کاربردی نمی شوند.

در سال 1934 یکی از فراروان شناسان دانشگاه دوک در کارولینای شمالی به نام "جی.بی.راین" سلسله آزمون هایی را درباره ی سایکوکینز ترتیب داد. گرچه او نخستین کسی نبود که به مطالعه ی PK می پرداخت، ولی برای اولین بار اصطلاح "دریافت فراحسی"(لبته فکر کنم همون ادراک فراحسی باشه) یا ESP را وضع کرد و خود به بررسی آن پرداخت. این پژوهش ها منجر به حصول نتایج مهمی شد. فردی که در این زمینه مورد مطالعه ی راین قرار گرفت، یک قمار باز بود. او ادعا داشت که می تواند روی ریختن تاس اثر بگذارد و کاری کند که شماره یا ترکیبی از شماره های خاص به دست آید. ولی بعدا آزمون مدارک نشان داد که نتایج حاصل یکنواخت نیستند. بنا به دلایل مختلف، راین در انتشار یافته های خود شتاب نکرد: در آن زمان سایکوکینز به عنوان پدیده ای مشکوک تلقی می شد، او گهگاه از خودش به عنوان فرد مورد مطالعه استفاده کرده بود و دیگر این که بررسی های وی از کنترل بسیار ضعیفی برخوردار بودند. بالاخره راین زمانی یافته های خود را منتشر ساخت که یکی از دستیاران او اعلام کرد که افراد مورد بررسی، در بخش اولیه ی جلسات به نتایج بهتری در کار با تاس دست یافته اند و هرچه به مراحل انتهایی آزمون ها نزدیک تر می شدند، این نتایج ضعیف تر می شد. این ویژگی را به کاهش علاقه مندی افراد مورد مطالعه نسبت دادند که نمونه ی آن در آزمون های ESP نیز مشاهده شد.

راین در مقاله ی خود گزارش داد که براساس مشاهدات او به نظر نمی رسد که سایکوکینز با هیچ یک از فرایند های جسمی مغز ارتباط داشته یا حاصل هیچ کدام از قوانین مکانیکی علم فیزیک باشد. در مقابل، چنین می نماید که این پدیده، نوعی نیروی ذهنی غیر فیزیکی است که می تواند به وسیله ی برخی روش های قابل سنجش از نظر آماری، بر ماده اثر بگذارد و نتایج حاصل از آن را نمی توان به کمک دانش فیزیک شرح داد.

راین در ادامه به این نتیجه رسید که سایکوکینز و دریافت فراحسی، هر دو از این نظر که مستقل از فضا و زمان هستند، شبیه یکدیگرند. درواقع دریافت فراحسی یکی از بخش های ضروری فرایند سایکوکینز محسوب می شود و این هر دو برای هم اهمیت دارند. برای آنکه دریافت فراحسی بتواند بر یک جسم مادی که پرتاب شده است، اعمال اثر کند، لازم است در یک نقطه ی بحرانی از فضا و در لحظه ای تعیین کننده از زمان وارد عمل شود.

بررسی ها نشان دادند که هر دو پدیده ی سایکوکینز (PK) و دریافت فراحسی (ESP)، تحت تاثیر داروها، هیپنوز (خواب مغناطیسی) و حالت ذهنی فرد مورد آزمایش قرار می گیرند.

راین همچنین بر این اعتقاد بود که شفای معجزه آسا و درمان های جادویی طب عوام، از جمله پدیده های سایکوکینزی هستند که طی آن ها نوعی اثر روانزاد (سایکوژنیک)، بر بدن اعمال می شود و گاهی فاصله منبع این اثر از بدن زیاد است.

تحقیقات راین عصر جدیدی را در آزمون های مربوط به پدیده ی سایکوکینز آغاز کرد. تا قبل از سال 1940 بیشتر مشاهدات مربوط به سایکوکنیز، از طریق واسطه گری جسمانی و عموما در جلسات احضار ارواح که در تاریکی ترتیب می یافتند، انجام می شد.

در این گونه صحنه آرایی ها امکان اعمال هیچگونه کنترل علمی وجود نداشت و اغلب، اتهامات زیادی در ارتباط با تقلب و دوز و کلک بر آن ها وارد می شد. به دنبال کارهای راین، تجربیات مربوط به پدیده ی سایکوکینز را در دو طبقه تقسیم بندی کردند:"ماکروپی کی" یا حوادث قابل مشاهده و "میکروپی کی" یا اثرات ضعیف و خفیفی که با چشم غیر مسلح قابل رویت نبودند و نیاز به ارزیابی آماری داشتند. در این میان، تاکید بیشتری بر میکروپی کی می شد.

در اواخر دهه 1960، فیزیکدان آمریکایی "هلموت اشمیت"، روش جدیدی را برای آزمون میکروپی کی بوجود آورد. دستگاه اختراعی او که "سکه انداز الکترونیکی" نامیده می شد، براساس واپاشی تصادفی ذرات پرتوزا کار می کرد. با وقوع واپاشی، ذرات و پرتوهایی با سرعت هایی که تحت تاثیر دما، فشار، الکتریسیته، شرایط مغناطیسی یا دگرگونی شیمیایی قرار نمی گیرند، تشعشع می یابند. این گونه سرعت های تشعشعی کاملا غیرقابل پیش بینی اند و امکان دستکاری آن ها با کاربرد تقلب وجود ندارد.

در آزمون های انجام شده، از افراد مورد آزمایش خواسته می شد که با اعمال انرژی ذهنی خود، بر پرتاب سکه ها تاثیر بگذارند _به نحوی که بیشتر شیر یا خط بیاید یا چراغ های دستگاه در یک جهت خاص یا سمت مقابل آن روشن شوند.

برخی از افراد با موفقیت بر پرتاپ سکه ها تاثیر می گذاشتند.

دستگاه پرتاب سکه، نمونه ی اولیه ای از یک "مولد حوادث تصادفی" بود. وسیله ی اخیر که با استفاده از فنون رایانه ای کار می کند، اکنون نقش مهمی در بررسی دو پدیده ی "دریافت فراحسی" و "سایکوکینز" ایفا کرده و نتایج برجسته ای را در زمینه ی آزمون PK به دست داده است.

اشمیت نسبت به بررسی مسئله ی جود یا عدم وجود سایکوکینز در جانوران نیز علاقه مند بود.

در آزمون هایی که به عمل آمد، جانواران نتایج مثبتی به دست دادند ولی اشمیت دریافت که شرح این نتایج کار دشواری است. او این نظریه را مطرح کرد که شخصی آزمایش گر می تواند با استفاده از سایکوکینز ِ شخصی ِ خود بر جانور مورد آزمایش تاثیر بگذارد. اکنون درستی این نظریه به اثبات رسیده است و می دانیم که این عامل به صورت مانعی در برابر تمامی آزمون های "سای" در جانوران عمل می کند. اعلام اینکه توانایی سایکوکینزی مشاهده شده به جانور تعلق اشته است یا به فرد پژوهشگر، به صورت بالقوه غیرممکن است. به خاطر وجود این مانع، در زمینه ی آزمون های سایکوکینز در جانوران کار زیادی انجام نشده است. ولی هربار که چنین آزمون هایی انجام شده اند، راهبردهای اشمیت را به کار گرفته اند.

یکی از برجسته ترین تظاهرات ماکروپی کی چیزی است که اکنون "اثر گلر (Geller)" نامیده می شود. در طی دهه ا960، آزمون های ماکروپی کی بار دیگر محبوبیت پیدا کردند. در این زمان شخصی به نام "یوری گلر" با اعمال حیرت انگیز خود در زمینه ی خم کردن اجسام فلزی، تماشاچیان تلوزیون را مبهوت کرد. این کارهای شگفت در یک استودیو و نه در شرایط کنترل شده انجام شده بودند، و به نظر می رسید که با وارد آوردن چند ضربه و رسیدن به میزانی از تمرکز ذهنی انجام می شوند.

ضاهرا توانایی های گلر آنقدر قوی بودند که بنا به اظهار برخی از تماشاچیان اشیا و اجسام خانه ی آن ها نیز دستخوش تغییرات مشابهی می شد. منتقدان که عمدتا از شعبده بازان حرفه ای محسوب می شدند، ادعا می کردند که گلر از تردستی استفاده می کند. با این حال این گونه ادعاها به اثبات نرسیدند.

در سال 1968، شوروی ها مشهورترین سوژه ی مطالعات سایکوکینزی خود را به غرب معرفی کردند. او یک زن خانه دار اهل لنینگراد به نام "نینا کولاگینا"، متولد اواسط دهه 1920 میلادی بود. کولاگینا توانایی های خارق العاده ی خود را با حرکت دادن اجسام ساکن فراوانی که ابعاد و انواع گوناگونی داشتند، تغییر دادن مسیر اجسامی که از قبل در حرکت بودند و تاثیر گذاری بر فیلم عکاسی، به دانشمندان غربی نشان داد. همچنین گزارش شده بود که او از طریق سایکوکینز بر قلب قورباغه ای که از بدن جانور خارج شده بود، تاثیر گذاشته است. طی یک آزمون، کولاگینا ابتدا سرعت ضربان قلب را تغییر داد و سپس کاملا آن را متوقف ساخت. ازاین زن در حالی که به طور واضح اجسامی را در هوا شناور ساخته بود، عکس برداری شد. تاکنون، آزمون های ماکرو و میکرو سایکوکینز با متدولوژی های پیچیده و پیشرفت یافته، ادامه پیدا کرده اند و آزمایش کنندگان توجه خود را بر شرایط فیزیکی، واسطه های روحی و اشخاص دیگری که به نحو آشکار می توانستند بر اجرام و اجسام ساکن تاثیر بگذارند، متمرکز ساخته اند. آزمون های گوناگونی با نتایج متفاوت به انجام رسیدند. شخصی به نام "اینگو سوآن" که یک هنرمند اهل نیویورک بود، می توانست دمای اجسام نزدیک به خود را تا حدود یک درجه تغییر دهد و نیز قادر بود بر میدان مغناطیسی ای که یک قطب نما نشان می داد، تاثیر بگذارد.

خانم نینا کولا گینا

Nina-Kulagina-the-KGB-Secret-Weapon-2336165 این هم لینک فیلمی هست که خانم نینا کولاگینا     در کنار دانشمندان ازمایش می شه . واقعا عجیبه .

در سایر آزمایش های سایکوکینز از جانوران و گیاهان استفاده شده است. برخی درمانگران کوشیده اند موش های زخمی را شفا دهند و رسیدن آب به دانه های جو را دگرگون سازند. در هر دو مورد، نتایجی تاثیر گذار به دست آمده است. در ریزسازوارگان و آنزیم ها نیز اثرات سایکوکینزی مشاهده شده اند.

در برخی موارد آثار حاصله خفیف اند و قابل مشابه سازی نیستند، ولی از نظر پژوهشگران این آثار نوید بخش دستیابی به یافته های بیشتری هستند که شاید بتوانند اطلاعات افزون تری را درباره ی فرایند درمان و التیام به دست دهند.

آن چه که درباره ی "اثر تداوم یافته" می دانیم، با این گونه آزمون ها در ارتباط است. یک مثال از آن، هنگامی است که فرد مورد مطالعه دما را بالا برده یا پایین آورده است و پس از رفتن او، بازهم افزایش یا کاهش دما ادامه می یابد. آبی که گفته می شود در دستان فرد شفا دهنده قرار گرفته و ظاهرا بر رشد گیاهان تاثیر داشته است، طبق ادعا، حتی پس از جوشانده شدن نیز اثر خود را حفظ می کند.

انواع دیگری از سایکوکینز نیز وجود دارند که مورد مطالعه قرار گرفته اند ولی تا حد زیادی به دیده ی شک و تردید به آن ها نگریسته می شود. چنین فعالیت هایی شامل شنیده شدن اصوات تکراری و غیر قابل توضیح، شکستن ظروف چینی و یا وقوع سایر فعالیت های اسرار آآااا

آمیز در یک خانه یا محطه ی کوچک اند.

گزارش های کاملا معتبر و تایید شده وجود دارد که در آن ها از پرتاب سنگ ها یا حرکت اثاثیه ی سنگین، هنگامی که هیچ کس در محل اصلی وقوع این حوادث یافت نشده یا در این باره اطلاع وجود نداشته است، سخن گفته اند.

در قرون وسطا، اغلب چنین می اندیشیدند که عامل این گونه رویداد ها شیاطین یا ارواح پلید هستند ولی در حال حاضر اعتقاد بر این است که این وقایع پر آشوب، نمودهایی از فعالیت های سایکوکینزی اند. نوع دیگری از فعالیت های سایکوکینزی آن هایی هستند که در آن اشخاص از سقوط تابلوها، توقف ساعت ها، یا به کار افتادن مجدد ساعت های متوقف شده و متلاشی شدن شیشه ها سخن گفته اند.

هم اکنون پژوهش درباره ی سایکوکینز در حوزه ی مراقبه و سایر حالت های دگرگون شده هشیاری در حال انجام است. همچنین برای بررسی وجود سایکوکینز "پس فعال (Retro-PK) نیز آزمایش هایی انجام می شود. در این گونه آزمون ها، فرد مورد آزمایش می کوشد تا پس از وقوع حادثه، بر حادثه ای نظیر ترتیب اعداد بیرون آمده از یک دستگاه "مولد رویدادهای اتفاقی" تاثیر بگذارد. مشکلی که در اینجا خودنمایی می کند، این است که نمی توان احتمال اثر سایکوکینز ناخودآگاه را که ممکن است در حین فرایند انتخاب اعداد از طرف فرد آزمایشگر یا آزمایش شونده بر دستگاه اعمال شود، منتفی ساخت.

گرچه دانشمندان عموما روی خوشی به سایکوکینز نشان نمی دهند، ولی بسیاری از فراروان شناسان اعتقاد دارند که آزمون های کاملا کنترل شده، وجود آن را اثبات کرده اند. با این حال، بررسی های آزمایشگاهی اکید، موید این قطعیت نیستند و نتایج کلی، چندان معنی دار نبوده اند. ولی به اعتقاد خیلی ها، انجام آزمون های مربوط به سایکوکینز، دریچه ی بازتری را به درک توانایی های ذهنی خواهد گشود.

نظر یادتون نره

اگه لینک مشکل داشت کپیش کنین و روی گوگل پیست کنین

+ نوشته شده توسط مهران در جمعه 1389/04/11 و ساعت 4:22 PM |


Powered By
BLOGFA.COM